حسين علوى مهر

199

روشها و گرايشهاى تفسيرى ( فارسى )

بدون اين دانش‌ها تفسير قرآن محقق نمىشود ، زيرا قرآن به زبان عربى است ، هر چند امروزه اين كتاب آسمانى به بسيارى از زبان‌هاى دنيا ترجمه شده است ، اما ترجمه نمىتواند مبناى يك تفسير صحيح قرار گيرد ، بلكه گوياى فهم مترجم از قرآن است و به مرور زمان كهنه مىشود ، در حالى كه قرآن در هيچ زمانى كهنه نمىگردد و هميشه مطالب آن ، نو ، زنده و تازه است ، البته تخصص لازم نيست ولى آشنايى با ادبيات عرب در حد تشخيص ، كافى است . 2 . لغت و اشتقاق : يك مفسر بايد آشنا به لغت عرب و مبدء اشتقاق آن باشد تا بتواند با مراجعه به كتاب‌هاى اصيل و ريشه‌اى ، معانى واژگان قرآن را دريابد . 3 . آگاهى از شأن نزول آيات . 4 . آگاهى از نوع آيات ؛ مانند ناسخ و منسوخ ، محكم و متشابه ، مكى و مدنى بودن و . . . . 5 . علم فقه : اگر چه در حد يك فقيه و مجتهد لازم نيست ، اما يك مفسر شيوهء استنباط موضوعات فقهى از آيات به ويژه در آيات الاحكام را بايد بداند . 6 . آگاهى بر روايات و چگونگى مراجعه به آنها . 7 . آگاهى بر علم رجال و شناسايى راويان . 8 . اصول فقه : اين علم مقدمه فقه است و براى يك مفسر لازم است عام و خاص ، مطلق و مقيد ، ظاهر ، نص و امور ديگر را بشناسد . 9 . آگاهى به قرائت‌هاى مختلف . 10 . آگاهى به علم اصول دين : اين علم ما را به شناخت و جهان بينى و عقايد صحيح نسبت به اسلام راهنمايى مىكند و بر مفسر لازم است شناخت صحيح از مبانى و اصول دين داشته باشد . 11 . ايمان به رسالت اسلامى : منظور ، ايمان كامل و تقواى الهى است كه بدون آن درك و فهم قرآن مشكل است . 12 . آگاهى از علوم و كشفيات جديد : چه علومى ؛ مانند فلسفه و اخلاق و چه علوم تجربى ؛ مانند زيست‌شناسى ، كيهان شناسى و . . . كه باعث تقويت افكار و انديشه يك مفسر در زمان خود مىباشد . 13 . آشنايى با تفاسير و اقوال مفسران .